اعتراض نامه شماری از زندانيان سياسی ايران به دولت بريتانيا :”حاکميتِ ملیِ” ايران مطلقاً تقسيم پذير نيست!

اعتراض نامه شماری از زندانيان سياسی ايران به دولت بريتانيا :”حاکميتِ ملیِ” ايران مطلقاً تقسيم پذير نيست!

سينه یِ تاريخ، “هدف گيریِ جانِ جمعیِ ملتِ ايران” را کنشی نوظهور و تلاشی نواورانه نمی شناساند. باری، بيگانگیِ اين هدف گيران با تاريخ، ريشه یِ تکرارِ بی پايانِ اين تلاشِ ورشکسته و هماره بی پيروزی ست؛ چراکه اين جانِ ملی، مستقل از هر نشيب و فراز زيسته ست و نيز، می زيد و خواهد زيست.
چندی ست برخی سازمان هایِ رسانه ایِ دولتی و به طورِ مشخص، رسانه یِ دولتیِ بی بی سی BBC، در ادامه یِ اين کوشش هایِ ناکام، ولی مضرّ، به تلاشی سازمان يافته در جهتِ شکافتنِ تار و پودِ فرشِ هزاررنگِ کهن-کشورِ تک مليتیِ ايران، از طريقِ تبليغِ گسترده یِ پيش فرض هایِ به شدت ضدِّ ايران، تحريفِ تاريخ و نفرت افکنیِ قومی، مشغول اند.

Screenshot (260)

به همين مناسبت، ما شماری از دربندانِ سياسی در ايران، خطاب به دولتِ بريتانيا، اعتراضِ شديد خود را به مجموعه اقداماتِ ايران-نابود-خواهانه یِ اين بانيان، ابراز می نماييم و نسبت به ژرفابخشیِ روزافزونِ بدبينی و بی اعتمادیِ زبانزدِ احادِ ملت ايران به بنيادِ سياست هایِ اين دولت نسبت به خود اکيداً هشدار می دهيم.اين همه درحالی ست که؛ يگانگیِ ملی ايران (ايران؛ يک کشور، يک ملت)، بخش ناپذيریِ حاکميتِ ملی ايران national sovereignty، استقلالِ ملیِ ايران و تماميت ارضیِ ايران، چهارچوبی ست مسلم و پولادين که از پشتيبانیِ قاطع و بی تفسيرِ عالی ترين اسنادِ حقوقیِ بين المللی برخوردار ست؛ چنان که پايبندی و احترام به تماميت ارضی و استقلالِ سياسیِ کشورها در زمره یِ “اصول”ِ سازمانِ ملل متحد در بندِ ۴ از ماده یِ ۲ِ سندِ “منشورِ مللِ متحد” آمده ست؛ و يا همين سازمان در بندِ ۴ از ماده یِ ۸ ِ سندِ پيوستِ اعلاميه یِ جهانیِ حقوقِ بشر- “اعلاميه یِ مربوط به حقوقِ اشخاصِ متعلق به اقليت هایِ ملی يا قومی، دينی و زبانی” به صراحت می گويد: «هيچ موردی در اعلاميه یِ حاضر نبايد چنان تفسير و تعبير شود که “فعاليتی” مغاير با “هدف و اصولِ” سازمانِ ملل متحد، از جمله برابریِ حاکميت، تماميتِ ارضی و استقلالِ سياسیِ کشورها را مجاز بداند». با اين همه، بنگاهِ سخن پراکنی بريتانيا (British Broadcasting Corporation)، برایِ نمونه، يکی از برنامه هایِ بخشِ فارسیِ خود (پرگار) را به ميدانی برایِ فعاليتِ تبليغاتی عليهِ حيات و اصولِ ملی ايران تبديل کرده ست. چنانکه در اين برنامه به تاريخِ ۸/۴/۱۳۹۴ ، افزايشِ تنش هایِ هويت طلبانه و حقوقِ قومی [که در تغاير ست با منشورِ حقوقِ بشر و پيوست های آن که مدافعِ حقوقِ “فرد-فردِ” متعلق به گروه های قومی ست، نه “حقوقِ قومی”]، در آذربايجان مسلم فرض شد، و چاره یِ آن در ايران دوستانه ترين! رويکرد، “تکه تکه کردنِ حاکميتِ ملیِ! ايران” از راهِ فدراليزاسيون [اينجا سخن از تقسيمِ حکومت government نيست، که سخن از تکه گیِ حاکميت sovereignty که اصلِ مشترکِ هر بيست-و-شش کشورِ فدرالِ جهان -با وجودِ همه یِ تفاوت هایِ ساختاری و تاريخی شان با همدگر- است]، و يا رسماً جدايیِ آذربايجان به خاص، و جدايیِ همه یِ اقوامِ ايران به عام، تجويز شد.

حافظه یِ تاريخیِ ملتِ ايران روزگاران را نمی فراموشد!

امضا به ترتيب حروف :
فريد آزموده
امير امير قلی
سهيل بابادی
محمد حسين بروجردی
محمد جراحی
ايرج حاتمی
خالدحردانی
رسول حردانی
شاهرخ زمانی
مهدی شانديز
سعيد شيرزاد
عليرضا فراهانی
صالح کهن دل
پيروز منصوری
ميثاق يزدان نژاد

۱۶ تير ۱۳۹۴_زندانيان سياسی ايران

Comments

comments

درباره‌ی arman