اپوزیسیون هیچ برای حکومت هیچ،و اینک اپوزیسیون جا انداز جایگزین اپوزیسیون برانداز

اپوزیسیون هیچ برای حکومت هیچ،و اینک اپوزیسیون جا انداز جایگزین اپوزیسیون برانداز

arman-2

نسلی که فقط توانست ۳۷ روز دمکراسی و آزادی نسبی را تجربه کند.آری ،منظورم دوران دکتر شاپور بختیار است.همه ذوب در خمینی شده بودند!احزاب چپ و ملی مذهبی ،مجاهدین خلق ، و حتی نزدیک ترین یاران دکتر بختیار هم غرق در مردی شده بودند که عکسش در ماه دیده می شد.ساده لوحانه  فکر می کردند که  او  را کنار می گذارند و قدرت را تصاحب خواهند می کنند.اما بازی های جهانی را در نیافته بودند؟ و آن مرد <<حکومت هیچ>> را با ورودش به ایران به آنها و مردم هدیه نمود.

همان نسل و کسانی که به خمینی کمک کردند که به قدرت برسد خیلی زود ،کنار زده شدند.همه آنها می گفتند ۶ ماه دیگر حکومت را از خمینی پس می گیریم.احزاب و گروه هایی که به خارج ایران آمده بودند ،چمدان ها را بسته بودند تا چند ماه بعد به ایران باز گردند،اما نمی دانستند که بازی جهانی چیست!؟نیروهای چپ نمی دانستند که اربابانشان در کرملین(شوروی) با آمریکایی ها و غربی ها توافق کرده اند که خمینی بر سر کار باشد. و آنها را قربانی خواهند کرد.“>

انقلاب اسلامی دوم

همان گونه که در شوروی فوریه انقلاب اتفاق افتاد و چند ماه بعد به نحوی انقلاب دوم گردید ،در ایران نیز همین اتفاق رخ داد در فوریه انقلاب شد و ۹ماه بعد ،در ۱۳ آبان انقلاب دوم به وقوع پیوست.خط امامی ها بدون اینکه پای خمینی را وسط بکشند و او را خراب نمایند ، همانند…از  دیوار سفارت امریکا بالا رفتند تا انقلاب دوم(اصلی)که توافق بین غرب و شرق بوده است انجام شود.

با انقلاب دوم ،حکومت اسلامی به جای حکومت  ملی مذهبی و چپ ، به روی کار آمد تا عمامه داران قدرت را قبضه کنند.قبول کنید که نسل گذشته نه تنها بازی های جهانی را نمی دانست ،بلکه بازی های داخلی را نیز نمی شناخت.تسخیر سفارت امریکا به نفع همه بود به جز ملت ایران!امریکا در منطقه (کویت،قطر،بحرین وخلیج فارس)ماند،روسیه نیز منفعت های خود را صاحب شد.آخوندها نیز حکومت خود را تثبیت کردند.

بازی بعدی جهانی، که نسل گذشته اپوزیسیون  از آن فارغ بود و بازهم با آروزی _این سال ،آخرین سال رژیم است ،نوروز در ایران هستیم _در رویاهای خود به سیر می کرد،قرداد الجزیره در سال ۱۹۸۱بود.در آنجا بهزاد نبودی(طرف ایران) و  آقای وارین کیریستوفر(طرف آمریکا) توافق کردند گروگان های امریکایی آزاد شوند و در ازای آن دارایی هایی ایران در آمریکا آزاد شود.اما مهم ترین رخدادی که به آن توجه نشد این بود <<آمریکایی ها در یک تواق نانوشته قول داند و  گفتند :ما رژیم شما را تغییر نمی دهیم>> و شما ملاحظه کردید که در زمان خاتمی خواستند وارد مذاکره بشوند و توافقاتی هم صورت گرفت (که خامنه ای اجازه نداد) یا جرج بوش صحبت از تغییر رژیم می کرد اما هیچ وقت  عمل نکرد.و در آخرین مورد جنبش سبز بود که اوباما در مقابل قتل عام جوانان دلیر ایران سکوت کرد!و همیشه از اپوزیسیون اصلاح طلب جا انداز حمایت کردند نه اپوزیسیون برانداز!نگاهی به تلوزیون ها، رادیوها و رسانه های فارسی زبان امریکا بیاندازید!

ما در عصر دیگری به سر می بریم.عصری که دنیا بدون پاپ مانده است.بازی های جهانی هم چون نسل جدید ایران تغییر کرده است.ما در این بازی های جهانی کجا ایستاده ایم؟تاوان اشتباهات نسل گذشته اپوزیسیون را چه کسی به ما جوانان نسل امروز می پردازد؟نسلی(نسل گذشته) که نه تنها بازی های جهانی را نمی شناسد بلکه فرسنگ ها با افکار جوانان ایران که بیش از ۷۰درصد جامعه ایران را تشکیل می دهند فاصله دارد. و هنوز در پنجاه سال پیش فریز شده است.حکومتی که با هیچ آمد و هیچ ماند ،از خود <<اپوزیسیون هیچ>> را بوجود آورد که نه تنها در خیلی از موارد موثر نبود ،بلکه با اشتباهات خود باعث نا امیدی و به تاخیر انداختن براندازی رژیم شد و به نحوی به حکومت خدمت نمود.

اپوزیسیون جا انداز به جای اپوزیسیون برانداز

در طی سال های اخیر با پدیده نوینی مواجه بوده ایم و آن آمدن فرستاده های رژیم به خارج بوده که به تخریب اپوزیسیون برانداز بپردازد.و به کررات دیده ایم که شخصیت های الماس نشین در کنار اپوزیسیون آمده اند و بعد از چند ماه با گرفتن چند عکس و گزارش به روی صندلی الماس نشان نشسته اند و در تلوزیون رژیم به نحوی اپوزیسیون را به تمسخر گرفته اند!

در کنار این سناریوها ،جمهوری اسلامی پروژه های دیگری را هم در دستور کارش قرار داده است و آن نفوذ اپوزیسیون جا انداز(اصلاح طلب) در بین اپوزیسیون برانداز می باشد تا اصلاح طلبی را جایگزین براندازی کند.و متاسفانه شاهد هستیم که شخصیت های سیاسی ما در این دام افتاده اند.نگاه کنید در طی ۵ سال گذشته یک نشست از براندازان دیده اید؟همه نشست ها را فرستاده ها و اپوزیسیون جا انداز برگزار کرده و اگر نیروی براندازی وجود داشته را سانسور نموده است(به طور مثال طرح براندازی که بنده و دکتر مرادخانی و آقای مهدوی در نشست واشنگتن  ارائه نمودیم را مورد  سانسور خود قرار دادند)

پروژه انتخابات آزاد

در چهار ماه گذشته در مقالات و برنامه های تلوزیونی که داشتم بارها اشاره نمودم که ،انتخابات آزاد باتلاقی، برای اپوزیسیون برانداز است.و انتخابات آزاد یک پروژه است که مسئله تحریم انتخابات و شرکت در انتخابات ،به بازی انتخابات آزاد یا انتخابات غیر آزاد تبدیل شود.این پروزه همزمان و به موازات هم در داخل و خارج ایران به پیش می رود و رفسنجانی بازی گردان این حرکت است.

بازی خارج از کشور به این ترتیب است که در اردیبهشت ماه درست یک ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری و زمانی که اپوزیسیون برانداز خارج کشور باید برای تحریم فعال انتخابات(تحریم و همزمان ضربه زدن و ایجاد شکاف در حکومت) فعالیت نماید،اختلافات و دعواهایی را پدید آورد تا همه از تحریم انتخابات غافل شوند و بحث همان انتخابات آزاد و غیر آزاد باشد و به این نحو با توجه به دعواها و اختلافات پیش آمده در جبهه برانداز ،مردم را از براندازی ناامید کنند و به پای صندوق های رای بکشانند.

متاسفانه این اپوزیسیون جا انداز(اصلاح طلب) شاهزاده رضا پهلوی را محاصره و به نحوی گروگان گرفته است و با کارشکنی های خود باعث بروز اختلافات و دعواهایی در اطراف ایشان و شورایی که قرار است با پشتسبانی ایشان تشکیل شود، خواهند شد. هدف اصلی آنها بی اعتبار کردن شاهزاده رضا پهلوی و اپوزیسیون برانداز  و جایگزین کردن اپوزیسیون جا انداز  است.

اگر کمی دقت نمایید می بینید که اپوزیسیون جا انداز دارد جایگزین اپوزیسیون برانداز می شود. تا کی این نسل گذشته اپوزیسیون می خواهد به اشتباهات و خودمحوری های خود ادامه بدهد؟تا کی می خواهد اجاز دهد که اپوزیسیون جا انداز  خود را به اپوزیسیون برانداز قالب نماید؟

آیا وقت آن نرسیده میدان را جوانان نسل فردایی(البته برانداز) بسپارید و خود پس پرده تجریبات خود را در اختیار آنها بگذارید؟آیا وقت آن نرسیده تا دیر نشده در اپوزیسیون برانداز _فارق از اختلاف نظر ها و خودمحوری و منیت ها_ انسجامی بوجود آوریم؟آیا به این نمی اندیشید که اگر اپوزیسیون جا انداز کمی قدرتمند تر شود ،جمهوری اسلامی رحمانی یا جمهوری اسلامی خوب را به دنیا می قبولاند و ما این فرصت تاریخی ،که شکاف بین ساختار رژیم ایجاد شده است از دست خواهیم داد؟

 

Comments

comments

درباره‌ی arman