بهار آزادی یا بهار جا اندازی

بهار آزادی یا بهار جا اندازی

11از حدود ۸-۹ ماه  پیش در برنامه ها و مقالاتم  اشاره کرده بودم که پروژه ای برای بیمه کردن حکومت در جریان است و رمز این پروژه “انتخابات آزاد ” می باشد.

آری بالاخره تیم رفسنجانی با توافق  رهبری به قدرت رسید.آری دوباره تاریخ تکرار شد و تعدادی از بچه های همان پدر و مادرهای سال ۵۷ ، رفتند و برای قاتلی دیگر کف زدند. چرا؟چون قرار بود تشکیلاتی قبل از انتخابات شکل بگیرد و به نحوی همبستگی در بین اپوزیسیون را بوجود اورد و چون تحقق نیافت و اپوزیسیون بازهم در پراکندگی ماند ،توجیه خوبی برای بعضی  ها با توجه به شرایط بود که به پای صندوق ها بشتابند. البته  ما از ماه های قبل هشدارداده بودیم جمهوری اسلامی تیمش را برای چنین سناریویی در اپوزیسیون آماده کرده است.(مقاله اپوزیسیون در تفرقه ناکارآمدی/عالیجناب سرخ پوش در حال بیمه کردن حکومت)

 

کمربند جااندازی اسلام رحمانی(جمهوری اسلامی مهربان) از تهران تا لندن و واشنگتن

دو خواننده محبوب ما ویدیو کلیپی بیرون داده اند که بسیار زیرکانه خاتمی را قهرمان جلوه می دهند.در متن این اهنگ گفته می شود «در اتاق دخترک یک عکس مایکل،چگوارا، و خاتمی است».در ابتدای ویدیو متن به این صورت است «دخترک شال سبز را می تکاند» اما چیزی که درویدیو نشان داده می شود «شال بنفش دخترک است (حمایت از حسن روحانی)».و همچنین در قسمتی دیگر پشت سر خواننده عکسی از اتاق ان دخترک را نشان میدهد که سه عکس بزرگ خاتمی، دو عکس محمدرضا شاه و یک عکس فرح پهلوی و میرحسین دیده می شود.وهر جا می گوید دخترک به دنبال قهرمان می گردد عکس خاتمی نمایان می شود.پایان کلیپ نیز با عکس خاتمی به اتمام می رسد.و حیرت اور است که در زمان رییس  جمهوری خاتمی نیز خود اصلاح طلبان در اتاق شان عکس ایشان را نمی گذاشتند چه رسد به حال که سال ها از آن گذشته است.

از سوی دیگر تلوزیون پر بیننده دیگری در لندن برنامه طنز عروسکی (به نام شبکه نیم)با موضوع انتخابات می سازد که در آن شخصیت های مهم سیاسی جمهوری اسلامی را به تمسخر می گیرد.در قسمت اول و دوم این برنامه حسن روحانی دیده می شود و حیرت انگیز است که در قسمت سوم که جمعه(۳۱خرداد۹۲) پخش گردید برنده این انتصابات (که موضوع اصلی برنامه است )یعنی حسن روحانی ناپدید می شود.و محمد خاتمی نیز خیلی کوتاه در قسمت سوم بدون به تمسخر گرفتنش نشان داده می شود ولی همه سران نظام از هاشمی ،مشایی، جنتی،احمد خاتمی،سردار نقدی و احمدی نژاد و ….را به چالش و تمسخر کشیده می شود.

در همان شهرک لندن تلوزیون تازه تاسیسی که به مدیریت روزنامه نگار معروف اداره می شود ،برنامه ای پخش می گردد که تحریم کنندگان و اپوزیسیون برانداز را به تمسخر و رای دادن اطلاح طلب خارج را توجیه می نماید.مدیر تلوزیون نیز در برنامه جمعه(۳۱خرداد۹۲) خود به کابینه  حسن روحانی می پردازد که این خوب و آن یکی بد است.بسیار جای تاسف دارد که از چه کسی دفاع و تبلیغ می نمایید؟رفیق فلاحیان مردی برای همه فصول جنایت؟

تیم لندنی در راستای جااندازی و قالب کردن اسلام رحمانی به اینجا ختم نمی شود و بی بی سی انقلاب ساز نیز مانند همیشه از بازی گردانان اصلی می باشد و به تحریف بیانیه وزرات خارجه کانادا می پردازد .و خبر را اینگونه جلوه می دهد«کانادا در اطلاعیه ای تازه‌ درباره انتخابات ریاست جمهوری ایران، “شجاعت مردم ایران که رای داده‌اند” را تحسین کرد  .در صورتی که اصل خبر بوده است:« وزیر امورخارجه‌ی کانادا شجاعتِ ایرانیان را ستود و برنده‌ی انتخاباتِ ایران را مهره‌ی خامنه‌ای دانست» 

درست یک روز قبل از انتخابات بود که در روزنامه المانی عکس حسن روحانی و طرفدارانش را نشان داده بودند و آنجا بود که اطمینان پیدا کردم سناریویی که از ماه ها پیش،انتظارش را داشتیم در حال به اتمام رسیدن، آن هم با استقبال اروپایی هاست.
در گام اول انگلیسی ها با برداشتن تحریم بانک ملت ،به طفل شیرین خود حسن روحانی هدیه دادند.همزمان امریکایی ها که لابی های بسیاری در آنجا هستند از جمله آقای لِورانت و همسرش هیلاری مان(نویسندگان کتاب  going to Tehran)و خانم سوزا ملونی  فریاد “going to Tehran ” رفتن به تهران می زنند.لابی های اصلاح طلب هم که در پوست خود نمی گنجند و به احتمال زیاد سفیر ترور(حسین موسویان) نیز احتمالا بعد از به اتمام رسیدن محکومیتش در تیر ماه می خواهد به کمک یار قدیمی خود حسن روحانی برگردد تا بتواند با لابی هایی که کرده ماموریتش را به انجام برساند.سرگی لاورف وزیرخارجه روسیه نیز صحبت از غنی سازی ۲۰درصدی ایران می کند تا  هورا کشیدن جامعه جهانی که در انتظار بهار آزادی(شما بخوانید بهار جا اندازی) هستند آغاز شود.حتی هنری کسینجر و برژنسکی هم که از تئوریسین های بازی های جهانی هستند از روحانی استقبال کرده اند.

این پازل ها را که کنار هم قرار می دهیم بیانگیر اینست که کمربندی از تهران تا لندن و اروپا تا به واشنگتن دارند به همراه باند رفسنجانی که از قبل در خارج کشور مشغول بوده، حالا بسیار شفاف و رو باز دارند بازی می کنند. و می خواهند اسلام رحمانی (جمهوری اسلامی مهربان) را به مردم ایران بقبولانند بازی،بازی خطرناک و حساسی شده است.
منظور از کنار هم قرار دادن این مسائل افکار دایی جان ناپلونی نیست بلکه ،خواندن بازی های جهانی می باشد که ما مجبوریم آن بازی را بررسی و بعد تصمیم و حرکت خود را انجام بدهیم.ما اگر این بازی ها را خوب بخوانیم میز توانیم در سطح جهانی بازی کنیم و موثر باشیم.و البته در مقابل لابی ها و بعضی از دیپلمات هایی که می خواهند با رژیم بسازند کسانی هستند که خواهان رفتن این حکومت می باشند و ما می توانیم با مطرح کردن خود به عنوان اپوزیسیون برانداز و خواستار رفتن رژیم با آنها کار کنیم و پروژه اسلام رحمانی را حنثی نماییم.

آینده چگونه خواهد بود و اپوزیسیون برانداز چه باید بکند؟

در بین بعضی از نیروهای برانداز کم کم عقب نشینی دارد دیده می شود.حتی برخی از چهره های سرشناس اپوزیسیون صحبت از حمایت باز شدن فضا به سود جامعه میکنند.و به نوعی می خواهند دوباره خاتمی بازی که ده سال  پیش کردند را تکرار نمایند.
ما باید بدانیم که به عنوان نیروهای برانداز نباید از اصول مان عقب نشینی بکنیم بلکه باید برانداز بمانیم.اگر صحبت از گفتمان مطالبه محور و مطالبات واقعی مردم ایران می کنیم.منظور این نیست که از حسن روحانی یا جمهوری اسلامی می خواهیم که مطالبات مردم را ارائه بدهد.بلکه هدف این است که بگوییم با وجود این رژیم ما به خواسته های خود از جمله «آزادی بیان ، آزادی اندیشیدن و آزادی فعالیت سیاسی،برابری اجتماعی بدون در نظر گرفتن تفاوتهای جنسی ،لغو قانون قصاص و همه قوانین قضایی مغایر با بیانیه جهانی حقوق بشر،نداشتن زندانی سیاسی و عقیدتی، ،جدایی دین و حکومت،حق انتخاب آزاد و آگاه»  نخواهیم رسید و برای دستیابی به اهداف مان باید از سد جمهوری اسلامی عبور نماییم.

اما در ماه های آینده دو سنارویو برای رژیم محتمل است.
سناریو اول : اینکه فضا را همین گونه  نمیه باز نگه دارند و با شروع کار دولت در شهریور به نوعی به سمت میانه روی بروند  که با باز شدن دانشگاه مطالبات و خواسته های مردم از طریق جنبش دانشجویی مطرح خواهد شد و بیرون کشیدن موسوی و کروبی و برخی دانشجویان زندانی که این روند با فشاری که اپوزیسیون برانداز با دست بالا گرفتن خواسته ها و از سوی دیگر آشتی با جامعه جهانی(اگر انجام شود) روزنه کوچکی خواهد شد و که  به حفره ای بسیار بزرگ اجتماعی -سیاسی در جامعه تبدیل خواهد شد و برای رژیم بازگشت به عقب بسیار دشوار و هزینه بردار خواهد بود و مطمئنن فضا بسیار تغییر خواهد کرد.
سناریو دوم : اینکه فضا را امنیتی نمایند و سپاه که در این انتخابات به پستوها رفته بود بیرون بیاید و با این فرض مردم که کمی امیدوار بودند نا امید خواهند شد و چندین ماه بعد شاهد یک انفجار اجتماعی خواهیم بود که تجربه جنبش سبز و شادی انتخاباتی- فوتبالی هفته های پیش را به همراه کلاهی که، به سرش رفته است را می بیند و این بار یک هدف خواهد داشت،فروپاشی کل رژیم!

 راه کار اپوزیسیون

با توجه به سناریوهای موجود و فضایی که در جامعه بین المللی وجود دارد برای مماشات و نگه داشتن رژیم و تحولات منطقه ،اپوزیسیون باید در یک ائتلاف قراردادی و برنامه ای همچون «طرح براندازی» در عمل همبستگی بوجود اورند.و فراموش نکنیم در حال حاضر ما در میز اپوزیسیون گزینه هایی مثل شورای ملی ایران،اتحاد برای دمکراسی،طرفداران فدرالیسم،چپ ها،شورای ملی مقاومت را داریم که همه در چند اصل و خصوصا انتخابات ازاد مشترک هستند(که البته باید شفاف عنوان شودانتخابات آزاد بعد از رفتن جمهوری اسلامی )دیروز هم خبر ایجاد کنگره سکولار دمکرات ها منتشر گردید که ۱۴ مرداد۹۲ شروع به کار می نماید.نکته مهم اینست است که همه این شورا ها و کنگره ها نمی توانند چتر آخر اپوزیسیون باشند.و اکثرا تعدادی از اشکالات ۱۵ گانه اپوزیسیون برای همبستگی را دارا می باشند و کسی نیز زیر چتر دیگری نخواهد رفت .

پس چه باید کرد؟

همان طور که به دوستانی که در کار تدارکات این کنگره سکولار دمکرات ها بودند عنوان نمودم ،شما نباید بگویید که کنگره چتر اخر اپوزیسیون برای همبستگی است ،بلکه شما یکی از دایره ها و شوراهای همفکر هستید که در طرح براندازی مثال زده شده است که مرحله اول طرح براندازی می باشد.

مرحله دوم طرح براندازی اینگونه است  که شوراها نمایندگانی در یک جایی که می تواند شورای مرکزی نام نهاده شود (و تعداد ان نیز بهتر است زیر ۱۰ نفر باشد) نمایندگانی بفرستند و در آنجا فقط راجع به چگونگی عبور از جمهوری اسلامی و فردای جمهوری اسلامی (دوران گذار)بحث و تصمیم گیری شود.و کمیته هایی زیر دست این شورا تشکیل شود که اعضای شوراها و کنگره در آنها عضو و شروع به کارهای عملی نمایند.
ما باید از فاز منشور نویسی و بحث و عبور نماییم زیرا که درمرحله اول هر کدام از شوراها منشور و باورهای خود را ارائه داده اند و فردای آزای ایران مردم هستند که از بین آنها حق انتخاب خواهند داشت.و با این طرح بدون اینکه کسی زیر چتر دیگری برود همه به صورت افقی در پروزه ها و کارهای عملی همکاری می نمایند.

در پایان یک نکته مهم را عنوان می نمایم.چه بازی های جهانی و لابی های جمهوری اسلامی بخواهند چه نخواهند ،چه اپوزیسیون برانداز در خود همبستگی ایجاد کند چه نکند.نسل چهارم انقلاب(دهه هفتادی ها) با همان نسل فردا ،به زودی همه ما را متحیر خواهند کرد.آن ها خواهند آمد و همه را جا خواهند گذاشت.این نسل در هفته های گذشته تجربه و تمرین خوبی برای این رنسانس و تحول پشت سر نهاد و متوجه شد می تواند مقابل رژیم بایستد و نافرمانی مدنی کند.اپوزیسیون فقط می تواند با ایجاد شورای مرکزی و همبستگی در خود ،هرینه این تحول و کوتاه کرده این راه را تحقق ببخشد.

طرح براندازی  :http://ar-iran.com/?page_id=870

آرمان چاروستایی

۳ تیر ۹۲

http://Charostaei.com       Email:Acharostaei@gmail.com

 

Comments

comments

درباره‌ی arman